تبلیغات
برای همه ... - اختلاف بین مسیحیت و اسلام

برای همه ...

بصیرت بیشتر،تفکر بیشتر

مسیحیان به تثلیث و سه مقام الوهی (اب، ابن، روح القدس) اعتقاد دارند كه اسلام آن را نادرست می داند.

مسیحیان
می گویند: خداوند كتاب های مقدس را توسط مؤلفان بشری نوشته است،امّا مسلمانان  بسیاری از مندرجات آن را نادرست، خرافاتی، ضد عقل، ضد علم و تحریف شده می دانند و در واقع معتقدند که کتاب اصلی دچار تحریف شده و کتاب اصل نمی باشد.

به باور مسیحیان، عیسی كتاب وحی شده نیاورده، بلكه خودش تجسم وحی الهی است كه مسلمانان قبول ندارند.

مسیحیان
می گویند: به واسطة گناه حضرت آدم در بهشت، این گناه بر همه فرزندان او نوشته و ثبت شده است. به جهت گناه ذاتی بشر، عیسی(ع) خود را فدا كرد و به صلیب كشیده شد تا كفاره گناهان بشر بشود ، این نیز مورد پذیرش مسلمانان نمی باشد.

(پیامبر اسلام) و خاتمیت حضرت كه از جمله باورهای مسلمانان است، مسیحیان آن را نمی پذیرند.

اعتقاد به این كه قرآن كتاب آسمانی است،این سخن را اكثر مسیحیان قبول ندارند.

مسحیت شریعت(فقه) ندارد برعکس که اسلام بخش عمده اش شرعیات است.

مسحیت درباره زندگی اجتماعی و شخصی انسان نظری ندارد در حالی که اسلام برای نحوه خواب و حتی غدا خوردن برنامه دارد.

بر عکس اسلام که معتقد به لزوم حکومت برای جا افتادن آموزه ها است، مسحیت چنین اعتقادی ندارد.


 مسحیت ادعای سیاسی ندارد گرچه معدودی از متفکران مسیحی مانند آکویناس پاپ- پادشاه را حکومت ایده آل می داند. اما اسلامی که برای نحوه ی ورود به مسجد برنامه دارد برای امری مهم مانند امور سیاسی می شود برنامه نداشته باشد.

مسحیت به دلیل فقدان آموزه های سیاسی از اندیشه های دیگر مانند رواقیون که با آن چندان رابطه ای ندارد وام گرفته و آن را مسیحی می کند.

 با توجه به اینکه مسحیت معتقد است انسان به دلیل گناه نخستین خود به زمین آمده و هرچه بر سرش آید حق او و کفاره ی گناهنش است به انسان نگاهی بد بینانه دارد و شاید در راستای این تفکر هابز انسان را گرگ انسان می داند 

اندیشه های اسلامی ناب بوده واز دل زبای خدا گرفته شده در حالی که متفکرین مسیحی از منبعی چون انواع انجیل ها استفاده می کنند که سخن حوارین است مانند معروف ترین آن یعنی انجیل یوحنا یا نزدیک ترین آن به انجیل اصل یعنی انجیل بارنابا(سخن آمام رضا علیه السلام)

در اسلام واحدهایی داریم که هر کدام کارکردهای ویژه ای دارند و به نحوی تکثری را ایجاب می کنند مانند؛ مسجد،سلسله روحانیت، حوزه علمیه، مرجعیت شیعه یا حتی مفتی سنی اما در مسیحیت کلیسا حرف اول و آخر است که وقتی پای رابطه دولت و کلیسا پیش می آید مفاهیم مهمی شکل می گیرد و ممکن است دوران سیاه وسطا رقم بخورد.

در تفکر مسیحی یک نگاه منفی به مال و ثروت وجود دارد که در دوران روم و حتی وسطا از آن برای چپاول مردم استفاده می شد در حالی که در اسلام انسان به تلاش و کوشش توصیه شده.

اما مسحیت چون معتقد به گناه نخستین انسان است اعتقاد دارد باید از حکومت تبعیت کرد چون اگر بد باشد کفاره گناه اوست و اگر خوب باشد لطف خدا است. این مسئله شدیدا مورد سو استفاده قرار گرفت و شاید یکی از دلایلی که حکومت روم مسحیت را دین رسمی اعلام کرد همین بود تا با کمک آن بحران مشروعیت خود را جبران کند و به آن وجه ی الهی دهد یعنی تقریبا همان کاری که بنی امیه کرد.


+نوشته شده در شنبه 28 مرداد 1391 ساعت11:29 ب.ظ توسط نیلوفر آبی | نظرات |