تبلیغات
برای همه ... - چند دستگی مسیحیت در باب عقل و وحی (2)

برای همه ...

بصیرت بیشتر،تفکر بیشتر

در پست قبل مسیحیان  را به چهار دسته عمده تقسیم کنیم:

مسیحیان افراطی

مسیحیان وحی گرا (ایمان گرا)

توافق عقل و وحی

وحی گرایان افراطی

و حالا ادامه...


 

پولس می گوید:
آنکه دین دارد، علم و هنر و فلسفه را نیز به حقیقت معانی آنها داراست.12
براساس همین رهیافت افراطی بود که ترتولیان می گفتند:
به راستی آتن را با اورشلیم چه کار؟ میان اُکامی و کلیسا چه توافق است؟ کافران را با مسیحیان چه مناسبت است؟13
و یا اینکه گفته اند:
برحذر باشید از اینکه مسیحی بسازید از التقاط افکار رواقی
و افلاطونی و جدلی. با حضور عیسی مسیح دیگر چرا طالب جدالهای بالفضول باشیم. پس از بهره بردن از انجیل باز به جست وجوی
چه هستیم؟14
از نظر ژیلسون اگر نوع نگاه به دین و عقل را از منظر همینها بنگریم و بس، قرون وسطی بدون شک عصر ظلمت است؛ نه تنها در مورد فلسفه که حتی در مورد دین. او وجود گروه سوم را در قرون وسطی موجب آن می داند که نتوان از آن مذمت کرد و عصر ظلمت نامید. او می گوید:
خوشبختانه تاریخ تفکر به وجود خانواده معنوی دیگری شهادت می دهد که اعضایش از خانواده اول به مراتب روشن تر است و مساعی خستگی ناپذیرشان در تلفیق میان ایمان و دین با تفکرات منطقی به نتایج واقعاً مهمی منجر شده اند.
پیتر آبلار و برنار کبیر از علمای ترتولیان تندرو هستد.
وحی گرایان معتدل (آگوستینیها)
سرسلسله این گروه قدیس آگوستین است و ژیلسون از این گروه به خانواده آگوستینی یاد می کند. در نگاه این گروه میان وحی و عقل، رفاقت و سازگاری وجود دارد و تضاد نیست، اما اساس معرفت وحی است و عقل در مواردی نمی تواند حرفی برای گفتن داشته باشد.
آگوستین در کتاب اعترافات خود گفته است:
این تلاش بیهوده بود که می خواستند از طریق عقل نایل به ایمان شوند. ما راه دیگری یافتیم که به مراتب ساده تر و با غنای بیشتر است «راهش ایمان ساده ای است» که حتی عامی ترین مؤمنان دارند و امن ترین طریق این است که مبدأ آن ایمان است و از وحی به عقل راه می یابد. ژیلسون می گوید:
آگوستین هرگز از یاد نبرد که امن ترین طریق وصول به حقیقت، طریقی نیست که از عقل شروع شود و از یقین عقلی به ایمان منتهی گردد، بلکه برعکس، طریقی است که مبدأ آن ایمان است و از وحی به عقل راه می یابد.15
عقل و وحی از دیدگاه آگوستین
نخست لازم است این نکته را یادآور شویم که در قرون وسطی وحی که در قالب کتاب مقدس و سنت متبلور است، نزد فلاسفه مسیحی پذیرفته شده و مورد وفاق بود. آنان از سر ایمان به آن گردن نهاده بودند و تبیین آن مفاهیم را در قالب زبانی که عمدتاً از فلسفه گرفته شده، اهتمام می ورزیدند که از آن به فلسفه مدرسی یاد می شود.
بنابراین فضای بحث یک چنین قالبی دارد و نگاهی که به عقل و تواناییهای آن وجود دارد یک موجود توانمند نیست. برخی از مسائل دینی (وحیانی) اصلاً قابل اثبات عقلانی نیست. آگوستین قدیس در اعترافاتش می گوید:
عقل را سست بنیادتر از آن یافتم که به تنهایی قادر به کشف حقیقت باشد و بنابراین به مرجعی همچون کتاب مقدس نیاز داشت.16
مثلاً در فلسفه قرون وسطی اگرچه وجود خداوند و حقانیت او می تواند امری عقلی و قابل دسترس عقل باشد، اما مسئله تثلیث رازی است که به تنهایی با عقل قابل اثبات نیست.
کاپلستون در کتاب دیباچه ای بر قرون وسطی به همین مطلب که کاملاً با قول آگوستین قدیس که در عبارات فوق آمده همخوانی دارد، تصریح کرده است که اگر آگوستین در سایه ایمان فلسفه ورزی نمی کرد، به خطا می رفت و چه بسا تثلیث را انکار می کرد، زیرا: «فیلسوف بما هو فیلسوف نمی تواند اصل اعتقادی تثلیث را اثبات کند؛ اصلی که راز وحیانی است.»17 چرا چنین است؟
از آن رو که عقل از نظر اینان توانایی درک همه چیز را به تنهایی ندارد باید وحی کمک کار آن باشد و تثلیث هم یک راز وحیانی است. آگوستین درباره نقش ایمان در فهم، بیان صریح دارد مبنی بر اینکه وحی ما را به ایمان آوردن فرا می خواند و مادامی که ایمان نیاورده ایم نمی توانیم بفهمیم. وی در مقابل کسانی که در مسیحیت به صورت افراطی کاملاً عقل را کنار گذاشته اند گفته است: انجیل از ما نمی خواهد عقل را کنار بگذاریم، بلکه به جویندگان حقیقت وعده فهمیدن داده است. آگوستین درباره تثلیث قائل به این است که وحی دارای لایه هایی است که برخی از آنها از ژرفای عمیقی برخوردار است که عقل بشری به آن ندارد و تثلیث از همین مورد اخیر است.
بیش از پیش دانسته بودم که باید با خالصانه ترین ایمان، حجیت کتاب مقدس را حرمت نهاد و پذیرفت. زیرا اگرچه فهم عوام به سهولت به آن تعلق می گیرد، اما اسرار عظیم آن در ژرفای معنای باطنی اش دور از دسترس محفوظ است.18
آکویناس هم مانند او تثلیث، تجسید را قابل اثبات عقلانی نمی داند.
شخصیتهای برجسته چون آگوستین و آکویناس عقل را قبول دارند، اما آن را تک سوار عرصه معرفت نمی دانند، بلکه قائل اند که عقل حاکم قلمرو لایتناهی نیست. مواردی هست که اصولاً عقل حرفی برای گفتن ندارد و یا اینکه اگر حرفی هم دارد قابل اتکا نیست.
کارل یاسپرس می گوید: از نظر آگوستین «خداوند تنها بر شناسایی متکی بر فهم وضوح نمی بخشد، بلکه حقیقت را از طریق وحی و کلیسای مبتنی بر کتاب مقدس به آدمی می بخشد.»19
به همین دلیل است که او علم را با چشم حقارت می نگرد و ارزش آن فقط به میزان کمک وی برای فهم کتاب مقدس است و به همین اندازه اهمیت دارد نه بیشتر.20
یاسپرس در بیان دیدگاه او درباره اقانیم ثلاثه (تثلیث) می نویسد:
این مسئله به هر نحوی که اندیشه شود جز به صورت یک راز نمی تواند رخ نماید. بنابراین:
اقانیم سه گانه از آن جهت که نه در اندیشه می گنجد و نه قابل تصور است، تصویر راز مطلقی است؛ به همین جهت توانسته مسیحیان را به صورت شگفت انگیزی جلب کند و خرسند سازد.21
یوسف کرم در تبیین دیدگاه آگوستین از وحی و عقل بیان جالبی دارد. او عقل از دیدگاه آگوستین را به دو مرحله قبل از ایمان و بعد از ایمان تقسیم می کند. آن عقل یا فهمی که به فهم کتاب مقدس مربوط می شود عقل بعد از ایمان است. انسان مسیحی وقتی که ایمان آورد آن گاه درخواهد یافت که ایمان چقدر ارزش عقلانی دارد. تعبیر جالبی که او دارد این است که: انسان ابتدا باید همانند یک احمق که در قلب خودش می گوید خدایی نیست، اما همین که به کتاب مقدس و صدق قانع شد و ایمان آورد، آن گاه ایمان و ارزش عقلانی آن را می فهمد:
فان الخطوه الاولی فی رأی آوغسطین، مخاطبة الاحمق الذی «یقول فی قلبه: لیس یوجد الله» کما جاء فی مفتتح المزمور 14 لداود النبی. واقناعه بصدق الکتب المقدسة التی تعلم وجوداً حتی اذا ما فاز منه بالایمان بما شرع فی بیان ما للایمان باالله من قیمة عقلیة.22
او در ادامه همین عبارت می آورد: این در حالی است که آگوستین می دانست که دلیل عقلی بر وجود خداوند از ارزش ذاتی برخوردار است و نیز می دانست که فلاسفه خداوند را بدون واسطه ایمان شناخته اند.
آنسلم قدیس
او که از دیگر برجستگان فلسفه قرون وسطی است از ایمان گرایان معتدل محسوب می شود و از این جهت در زمره آگوستینیهاست. اما تفاوتی که میان آرای آنها وجود دارد این است که آنسلم همه تعالیم وحیانی را قابل اثبات عقلانی می داند، در حالی که آگوستین برخی از آنها را قابل اثبات عقلانی می دانست. اما در اینکه عقلانیت آموزه های دین مبتنی بر ایمان است و اگر بخواهی که بفهمی بایستی ایمان بیاوری، هر دو مشترک اند.



+نوشته شده در یکشنبه 30 تیر 1392 ساعت01:51 ب.ظ توسط نیلوفر آبی | نظرات |