تبلیغات
برای همه ... - چند دستگی مسیحیت در باب عقل و وحی (3)

برای همه ...

بصیرت بیشتر،تفکر بیشتر

آنسلم قدیس در کتاب خود، تحت عنوان چرا خدا انسان شد، به اثبات عقلانی تثلیث پرداخته است، به خلاف آگوستین که آن را یک راز مطلق می دانست. از دیدگاه او ایمان مسیحی محتوای مکاشفه ای یهودی دارد و نه فلسفی، لذا می گوید:

من در پی آن نیستم که بفهمم و ایمان آورم، بلکه ایمان می آورم تا بفهمم. ایمان من بدان دلیل است که تا ایمان نداشته باشم نمی توانم درک کنم.23

از نگاه او ایمان شرط تعقل است: اگر می خواهی کتاب مقدس و ایمان به آن را بفهمی باید ایمان بیاوری. یوسف کرم هم در بیان دیدگاه او می گوید: او به گفته اشعیای نبی: «ان لم تؤمنوا فلن تفهموا» استناد کرده است. کسی که ایمان نیاورده باشد ایمان را حس نکرده و کسی که ایمان را حس نکرده نمی فهمد. او معتقد است که ایمان را نمی توان با معیارهای منطقی و قواعد آن به سنجش گرفت و در چارچوب آن ارزیابی کرد.24

حال آنکه او (آنسلم) برای عقل نقش مکمل برای ایمان قائل است و معتقد است که عقل آموزه های ایمان را سامان و انسجام منطقی آن را نشان می دهد.

محتوای ایمان مسیحی مکاشفه الهی است و نه فلسفه. اما متألهی که ایمان دارد، می تواند با استفاده از عقل خود، جست وجو و تفحص کند و آنچه را که به آن ایمان دارد به شکل کامل تری درک کند و عقل می تواند منطقی بودن و انجام آموزه های مسیحیت را نشان دهد.25

به گفته کاپلستون: او (آنسلم) مسیحی مؤمنی است که بر تقدم ایمان پای می فشارد و در عین حال می خواهد با دستیاری عقل داده های ایمان را فهم کند.26 بنابراین آنسلم فهم آموزه های وحی را بدون ایمان ممکن نمی داند، ولی معتقد است مؤمن بعد از ایمان می تواند تمامی آموزه های وحیانی را اثبات عقلانی کند.

عقل و وحی از دیدگاه آکویناس

آکویناس قائل به هماهنگی میان عقل و وحی است و تبیین و استدلال جدیدی هم با این مقدمه دارد: در ابتدای قرن سیزدهم در میان علمای الهیات تمایلی پدید آمد مبنی بر اینکه: سلسله اموری که به آنها ایمان داریم و اموری که به آنها علم داریم متفاوت اند و از دو سنخ اند:

ایمان: «ایمان داشتن به معنای پذیرفتن چیزی است از آن جهت که خداوند آن را وحی کرده است... .»

علم داشتن: «به معنای پذیرفتن چیزی است که ما آن را در پرتو نور طبیعی عقل، درست می دانیم.»27

آکویناس این مشکل را متوجه شد و درصدد پاسخ برآمد که این دو نحوه پذیرش (علمی، وحیانی)، اختلاف ماهوی دارند، لذا نمی توانیم وظیفه یکی را از دیگری بخواهیم. پاسخ آکویناس این است:

از نگاه وی الهیات خود نوعی علم است ؛ علمی که نتایج آن ضرورتاً از اصولش متفرع می شود، اما آن اصول عقاید ایمانی است و ایمان تصدیق به کلمة الله است که ما آن را به عنوان کلام الهی می پذیریم. اما براهینی که برای اثبات حقیقت منزل وجود داشته باشد و آن را از متعلق ایمان بودن و ایمان به آن آوردن ضایع می سازد، چون در الهیات طبیعی (عقلی) یعنی مابعدالطبیعه قرار می گیرد.

در این صورت میان معرفت علمی و دینی تمایزی هم در کار نیست. در واقع دو نوعِ معرفتی که از التزام به وحی حاصل می آید، تقریباً شبیه کلام است که دلیل بر نفی آنها وجود ندارد و از دلایل عقلی تأثیراتی دارد.

از نگاه آکویناس آن دسته از مردمانی که توانایی معرفت عقلانی علمی ندارند و رشد عقلی آنان چنین اجازه ای نمی دهند به آنها گفته می شود: ایمان داشته باش.28

معرفت شناسانه و جریان شناختیِ مبتنی بر واقعیتهای فکری

برای دیدن منابع به ادامه مطلب مراجعه کنید

1 عقل و وحی در قرون وسطی، آتین ژیلسون، ترجمه شهرام پازوکی، ص3.

2 همان ، ص5.

3روح فلسفه در قرون وسطی، ص34.

4 همان ، ص7.

5 همان .

6 عقل و وحی در قرون وسطی، ص16.

7 اعترافات آگوستین، ترجمه سایه میثمی، ویراسته مصطفی ملکیان، ص176.

 8دیباچه ای بر فلسفه قرون وسطی، فردریک کاپلستون، ص84.

 9اعترافات آگوستین، ص177.

 10آگوستین، کارل یاسپرس، ترجمه محمدحسن لطفی، ص52.

 11همان ، ص53.

 12 همان ، ص71.

 13 تاریخ الفلسفة الاروبیة فی عصر الوسیط، یوسف کرم، ص26.

 14 دیباچه ای بر فلسفه قرون وسطی، ص84؛ تاریخ تفکر مسیحی، تونی لین، ترجمه رابرت آسریان، ص145.

 15 تاریخ الفلسفة الاروبیة فی عصر الوسیط، ص85.

 16 تاریخ تفکر مسیحی، ص175.

 17 دیباچه ای بر فلسفه قرون وسطی، ص50.

 18 عقل و وحی در قرون وسطی، ص64.

 19 ر.ک. همان ، ص68.


+نوشته شده در شنبه 12 مرداد 1392 ساعت01:52 ب.ظ توسط نیلوفر آبی | نظرات |